قبل از ازدواج


پسر: بالاخره موقعش شد . خيلی انتظار کشيدم.

دختر: ميخوای از پيشت برم ؟

پسر: حتی فکرشم نکن !

دختر: دوسم داری ؟

پسر: البته ! هر روز بيشتر از ديروز !

دختر: تا حالا بهم خيانت کردی ؟

پسر: نه ! برای چی می‌پرسی ؟

دختر: منو می‌بوسی ؟

پسر: معلومه ! هر موقع که بتونم .

دختر: منو می‌زنی ؟

پسر: ديوونه شدی ؟ من همچين آدمی‌ام ؟!

دختر: ميتونم بهت اعتماد کنم ؟!

پسر: بله .

دختر: عزيزم !

 

  

بعد از ازدواج


کاری نداره از پايين به بالا بخون متن قبلی رو